محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
50
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
به عرض اين عريضه تصديقافزاى خاطر عاطر مرحمت ذخاير عالي شود وشايد حصول اطلاعات وافيه عاليه ، داعيهء حسن اقدام اصلاح مجارى حالات بشود . ان شاء اللّه . اين قدر هم گر نگويم اين سند * شيشهء دل از ضعيفى بشكند بزودى در بدايت عمر از كسب وتجارت كه حرفه وپيشهء اسلاف فدوى بود خوش نداشت وبه درس وبحث وتحصيل خطّ وربط زيادة مشعوف بودم . پدرم أصلا به اين رويه مايل نبود وبه جمع مال وازدياد مكنت وثروت معتقد بود و - رحمة اللّه عليه - كه درست ديده ودرست فهميده بود . آنچه در آينه جوان بيند * پير در خشت خام آن بيند واز اين جهت أسباب تحصيل علم وجوهر ترقّى وتربيت براي فدوى هم از أول فرآهم نشد ومنظور ومقصودى كه بود به حصول نپيوست . بيستساله شدم وبه سعى وتلاش خود وفي الجملة خطّ وربطى حاصل كرده بودم وادبيت وعربيتى آموخته بودم وبه نظم ونثر ، كتابي موسوم به هزاردستان بر سبك وروش گلستان ساختم وكتابي مبسوط در علم بديع به شيوهء حدائق السحر تأليف كردم ونوشتم وبه نظر أدبا وبلغاى عهد رسانيدم . زيادة مستحسن افتاد . تحسين وتمجيد فراوان كردند . پدر مرحومم به طمع افتاد ، بعد از آنكه از كسب وتجارت از من فايد وعايد روزگار رحمه اللّه نشده است ، أسباب نوكرى براي من فرآهم بيايد ، بلكه در كار نوكرى مايه وپايه حاصل كنم . آن كتاب را به عرض اولياى دولت رسانيد . مرحوم حاجى [ ميرزا آقاسى ] وجدها كرد . نشاطها نمود . آفرينها گفت وفدوى را با كتاب به حضور أقدس همايون [ محمد شاه ] فرستادند . شاهنشاه مبرور ومغفور - ألبسه اللّه حلل النور - رحمتها فرمودند وآفرينها گفتند . مرحوم أمير « 1 » ، مرحوم حسين على
--> ( 1 ) . منظور محمد خان أمير نظام زنگنه است كه تا سال 1257 در قيد حيات بود . ودر عهد فتحعلى شاه رياست قشون